ایران که هستیم هر روز یک پست در اینستایمان میگذاریک از کودکی فال فروش،از پیر گوژپشتی که زباله میکاود، از پسرک دانشجوی دانشگاه شهید بهشتی که در تجریش دست فروشی میکند و در پایان آن مینویسیم باید گریست.

حسمان واقعی باشد یا در پس آن غرض و مرض باشدبهرحال حالمان از این صحنه ها بهم میخورد. درست یا نادرست ،از ایرانی بودنمان شرمنده میشویم و پولهایمان را دلار میکنیم چمدان به دست به آناتولی و قفقاز میرویم. حسابی که آنجا خرج کردیم میگویند گورتان را گم کنید ما پول ایرانی ها را نمیخواهیم. راستش من میگویم حق دارند.انتظار فرش قرمز که ندارید؟ گرجی ها انتقام سالها تحقیر شدن توسط ایرانیان را میگیرند. قدیمتر ها این کارها در دبی رسم بود روزگاری که پولهایمان را در امارات ریخته بودیم و بعد از مدتی که پولهای درشت تری از جاهای دیگر رسید همین رفتار ها را با ما کردند.تضمینی وجود ندارد که ترکها هم تا ابد برادرانه در اغوششان بکشندمان. اگر نمیخواهید پولتان را خرج اعتلای ایران کنید لااقل جایی بروید که گرامیتان بدارند نه جایی که پاسبان یک لا قبایش حرمت ناموستان را هتک کند.

نوشته شده توسط: آقای میم