آمار منتشر شده از سوی صندوق بین‌المللی پول بیانگر این امر است که ایران به لحاظ حجم تولید ناخالص داخلی دارای رتبه ی ۲۷ در دنیاست.
ایران در این رتبه‌بندی با تولید ناخالص داخلی به ارزش ۴۵۴.۰۱۲ میلیارد دلار، بالاتر از کشورهایی چون نروژ، امارات و ایرلند و پایین‌تر از کشورهایی چون اتریش، بلژیک و سوئد در رده ۲۷ بزرگ‌ترین اقتصادهای جهان ایستاده است.
در این رتبه‌بندی همچنین روسیه یازدهمین، کره جنوبی دوازدهمین، استرالیا سیزدهمین، ترکیه نوزدهمین، سوئیس بیستمین، فنلاند چهل و دومین، پرتغال چهل و هشتمین، نیوزلند پنجاه و دومین، قطر پنجاه و سومین و کویت پنجاه و نهمین اقتصاد بزرگ دنیا معرفی شده‌اند.

از کسب رتبه 29 ایران در اقتصاد جهانی، باید خوشحال بود یا ناراحت؟!
کسب این رتبه که به بزرگی اقتصاد یک کشور دلالت دارد مبین میزان تولید ناخالص داخلی در مدت زمان یک سال است. بر اساس این سنجه ی اقتصادی ایران از بسیاری از کشور ها و حتی از چندین کشور پیشرفته شرایط بهتری دارد. البته ممکن است با طرح این موضوع وضعیت و وخامت اقتصاد فعلی ایران تداعی شود که با این آمار و گزارشات هیچگونه تطابقی ندارد.
خلا اصلی در دریافت تناقض، تمییز مولفه های اقتصادی از هم و ادراک مفاهیم مربوط به آن است.
تولید ناخالص داخلی که در بر گیرنده مجموع ارزش کالاها و خدمات نهایی است که در طی یک دوره معین _معمولاً یک سال_ در یک کشور تولید می‌شود نمی تواند مردمی را که در شرایط تحریمی و آنارشی اقتصادی اوضاع بد معیشتی را سپری می کند راضی نگاه دارد.
باید این مهم درک شود که افزایش تولید کالا یا خدمات در یک کشور نشان از رشد اقتصادی آن کشور دارد اما با رفاه و بهبود معیشت همچنان فاصله دارد.
به بیانی ساده تر افزایش تولیدات یک کشور به منزله ی رشد اقتصادی آن کشور است. به طور مثال چنانچه کشوری در مدت یک سال ۱۰۰۰ تن گندم تولید کرده باشد و در سال بعد ۱۵۰۰ تن گندم، می توان گفت پس رشد اقتصادی آن با افزایش ۵۰درصدی روبرو بوده است.

از کسب رتبه 29 ایران در اقتصاد جهانی، باید خوشحال بود یا ناراحت؟!
با تحقق رشد اقتصادی به دلیل بیشتر شدن سطح تولیدات در کشور، تعداد نیروی کار مورد نیاز نیز افزایش یافته و به همین ترتیب اشتغال بهبود پیدا می‌کند. در پی این امر قدرت خرید مردم افزایش یافته و توسعه اقتصادی برای همه ملموس می شود چراکه به موجب افزایش تولید میزان عرضه کالاها نیز افزایش یافته و به همین سبب، قیمت کالاها سیر نزولی را پیش خواهند گرفت.
رشد اقتصادی روند صادرات کشور را تسهیل نموده و ورود ارز به کشور را میسر می‌کند. با ورود ارز بیشتر قدر اقتصادی در تامین منابع مورد نیاز در زمینه‌های مختلف افزایش یافته و سیاست گذاران کشور ها می‌توانند به برنامه‌ریزی برای توسعه زیرساخت‌های کشور بپردازند.
این موضوع که ایران به لحاظ تولید ناخالص یا همان GDP در جایگاه نرمالی ایستاده است نشان از ظرفیت کشور در جهت توسعه ی اقتصادی دارد که همت و تدبیر مسئولان را طلب می کند.
متاسفانه در رسانه ها طوری به این مطلب پرداخته شده است که گویی دولت در این راستا حرکت خاصی را در چرخه ی نظام اقتصادی آغاز کرده و یا این مساله نتیجه ی فتوحات آنان در دوران پسا برجام است.
واجد یادآوری است که جمهوری اسلامی تا پیش از این اعلام رتبه ی جدید از سوی بانک جهانی و صندوق بین المللی پول، دارای رتبه ی هجدهم در همین شاخص بود و این مطلب نشان از نزول جایگاه اقتصادی ایران دارد.
این که امروز از برخی کشورها به لحاظ GDP بالاتر هستیم بحث انحرافی رسانه هایی است که با رویکردی انکار مدارانه سعی در پوشاندن ضعفی بزرگ دارند.

از کسب رتبه 29 ایران در اقتصاد جهانی، باید خوشحال بود یا ناراحت؟!
کسب این رتبه یعنی تنزل یازده پله ای و ناگهانی ایران نسبت به سالیان قبل؛

از آنجایی که این رتبه بندی وابسته به تولید ناخالص داخلی است و طبق تعریف، این سنجه با میزان و درآمد حاصل از تولید ارتباط مستقیم دارد، یعنی در این دوران نه تنها به منویات رهبر انقلاب مبنی بر رونق تولید و همچنین مبانی اقتصاد مقاومتی عمل نشده و پیشرفتی نداشته ایم، بلکه از بخت بد پس رفت هم داشته ایم!
هنوز هم دیر نشده! اقتصاد مقاومتی که مبتنی بر توجه به ظرفیت های داخلی و بازاریابی جهانی است می تواند حلال مشکلات باشد.
بر اساس ماده ای از سیاست های ابلاغی اقتصاد مقاومتی، حمایت و پرداخت یارانه تولید از الزامات است و انجام آن زمینه ساز رشد و توسعه تولید و همچنین بهبود وضعیت اشتغال در کشور شود.