۲۶ دی ماه سال ۱۳۵۷، محمدرضا پهلوی آخرین شاه ایران، تهران را به مقصد مصر ترک کرد. او به همراه همسر و فرزندان خود از کشور خارج شده بود، سفری یک طرفه و بدون بازگشت.
شواهد و قرائن دلالت بر پایان دوران پادشاهی در ایران داشت.
آیت الله خمینی رهبر انقلاب سال ۱۳۵۷، طرفدار جدی حمایت از محرومان بود، با اشرافی گری مبارزه می‌کرد و تا رسیدن به نتیجه مطلوب دست از این مبارزه برنمی‌داشت. علاوه بر آن در توصیه های متعدد به مسئولان کشور درباره‌ی خوی کاخ‌نشینی و اشرافیگری هشدار می‌داد.

آیت الله خامنه ای رهبر کنونی انقلاب نیز در اوایل سال ۱۳۹۷ در جمع مدیران و کارکنان وزارت اطلاعات گفت: در جمهوری اسلامی، ما با نام اسلام به‌ دنبال حکومت پیامبر اسلام(ص) و امیرالمومنین(ع) هستیم، بنابراین باید با روحیه اشرافی‌گری و شهوترانی به شدت مقابله شود.

اما این پایان ماجرا نبود، امروز و پس از گذشت چهل سال از انقلاب در ایران، شاهد تاجگذاری پادشاهان کوچکی هستیم که به واسطه #ژن_خوب یا ارتباط با ژن های خوب توانسته اند بر تخت پادشاهی (بخوانید گُرده مردم) جلوس نمایند.
چندی پیش خبر اعدام #سلطان_سکه همچون بمب صوتی در شبکه های مجازی و صداوسیما انفجاری بپا کرد. خبر اعدام وحید مظلومین که به جرم فساد فی الارض از طریق اخلال در نظام اقتصادی به دار آویخته شده بود، به مانند تیغ تیز حجامت، جان تازه ای به شریان های فکری و روانی جامعه داده بود.
اما این حجامت با پرونده حمیدرضا باقری درمنی معروف به #سلطان_قیر وارد فاز جدیدی شد، فازی که به آفرینش سه سوال اساسی در ذهن مردم منجر شده است.

۱- چرا در طول چهل سال گذشته، برخوردی با این سلاطین اقتصادی نشده است؟

۲- در این اوضاع بلبشو اقتصادی، چند سلطان دیگر باقی مانده است که هنوز تیغ حجامت اقتصادی آنان را از رگ های این انقلاب بیرون نکشیده است؟ سلطان سکه، سلطان قیر، سلطان دلار؟ سلطان نفت؟ سلطان شکر؟ سلطان گوشت؟ و یا سلطان خودرو؟!

۳- چه زمانی با سلاطین دارای ژن خوب (سلاطینی از جنس فرزند، برادر، خواهر، خواهرزاده، برادرزاده و داماد مسئولین) برخورد خواهد شد؟

براستی آیا این مردم، شاه (بخوانید سلطان) را بیرون کردند که شاهد تاجگذاری سلطانک های جدید باشند؟
امروز و در این برهه حساس کنونی، پاسخ به این سوالات اساسی مردم، وظیفه تمامی مسئولین جمهوری اسلامی خواهد بود.

محراد مدیری