سازمان مجاهدین در آغاز تشکیل خود در میانه های دهه ۴۰ دیدگاه‌های ضد آمریکایی و ضد امپریالیستی داشت. پس از انقلاب با جریان غالبِ ضد امپریالیستی و ضد آمریکایی در جامعه همراه شد. از اشغال سفارت آمریکا و گروگانگیری در آبان ۱۳۵۸ پشتیبانی کرد و آن سفارت را به پیروی از امام خمینی
«لانۀ جاسوسی» نامید. پس از خروج از ایران و جایگیر شدن در عراق به ظاهر به ایده‌های ضد آمریکایی‌اش وفادار ماند. اما هنگامی که در سال ۲۰۰۲ حملۀ آمریکا به عراق قطعی شد، آن سازمان، نخست پنهانی و سپس آشکارا، به خدمت آمریکایی‌ها درآمد، هرچند سال‌ها طول کشید تا وزارت خارجۀ آمریکا آن را از فهرست سازمان‌هایِ تروریستی حذف کند.
آمریکا در دوران کلینتون سازمان مجاهدین را نه بخاطر ترور هزاران نفر از شهروندان ایرانی که بخاطر ترور چند تن از مستشاران خود در تهران در لیست سازمانهای تروریستی قرار داد. بطور مثال دریک مورد در روز چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۵۴، دو مستشار نظامی امریکایی در تهران توسط تیم عملیاتی سازمان مجاهدین خلق ترور شدند.
ساعت ۶:۴۰ دقیقه صبح تیم عملیاتی مجاهدین خلق به فرماندهی وحید افراخته، در حوالی قیطریه، اتومبیل حاوی دو مستشار نظامی نیروی هوایی امریکا به نام «سرهنگ شفر» و «سرهنگ ترنر» را محاصره کردند. طبق تحلیل امریکاییان تاکتیک این ترور مختص مجاهدین خلق و از مؤثر‌ترین شیوه‌ها بود.

رویکرد رسمی آمریکا در قبال سازمان مجاهدین خلق رویکردی متناقض و فریبکارانه بوده است وزرات خارجه آمریکا در سال ۲۰۱۲ و بعد از خارج کردن نام سازمان مجاهدین از لیست ترور آمریکا اعلام میکند که «براساس اقدام سازمان مجاهدین خلق در علنی محکوم کردن خشونت، تایید نشدن انجام هرگونه اقدام تروریستی توسط این گروه در یک دهه اخیر، و همکاری مسالمت‌آمیز آن در بستن اردوگاه شبه نظامی اشرف» نام این سازمان را پس از پانزده سال از فهرست گروه‌های تروریستی خود خارج کرده‌ است

و در عین حال تصریح میکند که خارج کردن سازمان مجاهدین خلق از لیست یادشده به این معنی نیست که آمریکا و این سازمان در جبهه مشترکی در برابر جمهوری اسلامی ایران قرار دارند. به باور واشنگتن، مجاهدین خلق گروهی نیست که به عنوان یک نیروی اپوزیسیون قادر به اشاعه ارزش‌های دموکراتیک در ایران باشد و این گروه در تصویری که ما از آینده ایران داریم جایی ندارد.
قبل از اعلام رسمی این خبر نیز دولت آمریکا به انحاء مختلف من جمله فشار بر دولت عراق برای عقب انداختن اخراج مجاهدین از کمپ اشرف و پایگاه لیبرتی به طور ضمنی از این تشکیلات حمایت به عمل آورده بود. پس از این اتفاقات چهره های آمریکایی با آزادی عمل بیشتر و واهمه کمتری به گرفتن رابطه با مجاهدین اقدام میکردند و به کمپینهای سیاسی آنها کمک رسانی مینمودند. دو چهره همیشگی کمپینهای مجاهدین رودی جولیانی شهردار سابق نیویورک و از نزدیکان ترامپ و جان بولتون مشاور فعلی امنیت ملی رییس جمهور آمریکا بوده اند که عمق نفوذ مجاهدین خلق را در بین نئوکانها و افراطیون آمریکایی نشان میدهد.
در آخرین تحول بین سازمان مجاهدین خلق و دولت آمریکا هم محمد البلداوی از اعضای ائتلاف البناء در مجلس عراق ضمن افشاء بازگشت مجاهدین خلق به عراق زیر چتر حمایتی آمریکا اعلام کرد که این کشور اعضای سازمان مجاهدین خلق را در پادگانهایی در شمال عراق آموزش میدهد و از آنها در جهت نا امن کردن مرزهای ایران بعد از خروج خود از سوریه اقدام خواهد نمود. در مورد سیر این تحولات ذکر چند نکته اساسی ضروری به نظر میرسد.

اول آنکه مراودات دولت آمریکا با سازمان مجاهدین و سایر سازمان های ایرانی داخل و خارج کشور حول میزان خصومت آنان با جمهوری اسلامی میچرخد و در این راستا حتی حاضرند قاتلان شهروندان آمریکایی را هم ببخشند و با آنان همکاری به عمل آورند. در احکام صادره از محاکم آمریکا و اتحادیه اروپا هم صریحا بر این نکته تاکید شده است که یکی از دلایل تروریستی نبودن سازمان مجاهدین خلق ، اقدام آنها در راستای مبارزه با بنیادگرایی اسلامی است. که مسلما منظور از مبارزه با بنیادگرایی اسلامی ، اقدامات مخرب بر ضد ایران و محور مقاومت است و در همین راستا معارضان سوری از اعضای ثابت همایش های مجاهدین در سالهای اخیر بوده اند که فعالیت این سازمان را در خط تعریف شده آمریکا نشان می دهد.

دوم تامین کمک های مالی برای کمپینهای مجاهدین خلق است. سازمان مجاهدین برای هر کدام از همایشهای خود در اروپا نسبت به اجاره اشخاص و تامین محل اسکان و امکانات سکونت برای انان اقدام مینماید که این امر مستلزم تامین بودجه می باشد. در این زمینه فاضل الشویلی از نمایندگان مجلس عراق از کمک ۳۶ میلیون دلاری عربستان به سازمان مجاهدین خبر داده است که این خبر در کنار قرینه هایی چون ارتباط گیری این سازمان با اردن که از متحدان نزدیک ریاض به شمار میاید و سیاستهایش را در مورد ایران با هماهنگی عربستان پیش میبرد ، خبر درستی به نظر میرسد.

سوم همکاریهای نزدیک بین سازمان جاسوسی اسرییل موساد و مجاهدین میباشد. وینس کانیسترارو از مسئولان واحد ضد تروریستی پیشین سازمان سیا با افشای ارتباط بین مجاهدین خلق و موساد اعلام میکند که اعضای مجاهدین توسط موساد برای بمب گذاری و هدف قراردادن عوامل موثر در برنامه هسته ای نظام مورد آموزش قرار میگیرند. اطلاعاتی هم در مورد همکاریهای بین مجاهدین و موساد در انتشار ویروس استاکس نت در برنامه های هسته ای ایران خبر میدهند.
در کنار هم گذاردن این سه عامل ذکر شده نشان میدهد که افشاء گری نماینده مجلس عراق درباره آموزش مجاهدین خلق در عراق برای نا امن کردن مرزهای ایران، دارای پشتوانه های استدلالی قدرتمندی می باشد. نزدیک ترین عوامل فعال در دولت ترامپ در سالهای اخیر در کمپین مجاهدین فعالیت کرده اند. ارتباط اسراییل با سازمان مجاهدین از طرف خود مقامات آمریکایی تایید شده است و تامین نیازهای مالی مجاهدین توسط سعودی هم امری غیرقابل انکار است و از طرفی امروزه ائتلاف بین عربستان و اسراییل و دولت ترامپ برای ضربه زدن به ایران در قالب این مثلث دشمنی با ایران امری روشن و واضح است.

دولت آمریکا در حالیکه برنامه های خود برای خروج از سوریه را در رسانه ها اعلام میکند در مورد عراق کاملا عکس این قضیه عمل کرده و از تاسیس پایگاه های جدید در عراق سخن میگوید که محل این پایگاه ها نیز منطقه الانبار است که به گفته ترامپ امکان دسترسی به اهداف در سوریه را در صورت نیاز داشته باشد. لذا خروج آمریکا از سوریه به معنای پایان حضور آمریکا در منطقه نیست و تنها شکل آن با توجه به شکست سیاستهای آمریکا در سوریه تغییر خواهد کرد و ثقل این سیاستها به عراق و در جوار مرزهای ایران منتقل خواهد شد. در عین حال اعتراض نائب رئیس مجلس عراق به شایعه سفر هیئت های عراقی به اسرائیل و سخنان وزیر خارجه عراق مبنی بر اعتقاد او به راه حل تشکیل دو دولت نیز از برنامه های پیدا و پنهان اسرائیل در این کشور خبر میدهد که به نظر می رسد خبر استقرار برخی افراد مجاهدین خلق در عراق نیز در همین راستا می باشد.

آمریکا ضمن خروج بخشی از نیروهایش از منطقه در صدد جایگزینی آنها با پلن های امنیتی و نظامی دیگری است تا برنامه های خود را با تمرکز بر نیروهای منطقه ای وابسته به خود پیش ببرد.
حال این سوال پیش می آید که آیا در شرایط کنونی ما باید با رویکرد انفعالی با برنامه‌های جدید آمریکا در عراق تعامل کنیم، یا اینکه با حکمت و درایت، تهدیدهای موجود را از محیط منطقه‌ای خود دور کنیم و تا حد ممکن آنها را به فرصتی برای خود در جهت اضمحلال هر چه بیشتر این گروه تروریستی تبدیل کنیم…

احمد ترابی