با خروج آمریکا از توافق هسته ای با ایران، گمانه زنی ها درباره ی سرنوشت برجام آغاز و تحلیل های گوناگونی در باره همین موضوع منتشر شد. تحلیل هایی که هر کدام به نحوی با جانبداری و نگاهی ذینفعانه در عرصه ی بین المللی به گسترش شبهات درباره ی بحران اقتصاد ایران منجر می شود. اما اقدام امروز شورای عالی امنیت ملی در خصوص عدم رعایت برخی تعهدات برجامی توانست علاوه بر واکنش های سیاسی، انعکاساتی مثبت در حوزه ی اقتصادی را در پی داشته باشد.

شورای عالی امنیت ملی در بیانیه ای اعلام داشت که ایران از ۱۸ اردیبهشت ۹۸ برخی اقدامات خود در برجام را متوقف می کند و به کشورهای باقیمانده در توافق ۶۰ روز برای اجرای تعهدات خود به ویژه در حوزه های بانکی و مالی فرصت می‌دهد.

این اقدام در حالی صورت پذیرفت که به هنگام خروج رسمی آمریکا از برجام، ایران طی ضرب العجلی ۲ هفته ای از دیگر طرفین توافق خواستار جبران خلا عملیاتی ایالات متحده و پیگیری تعهدات خودشان در قبال برجام شد. اما با پایان یافتن این ۲ هفته، جمهوری اسلامی تنها شاهد تاکیدات اتحادیه اروپا به پایبندی اش به توافق بود و عملا اقدامی مبنی بر جبران خروج آمریکا از برجام صورت نگرفت.

برجام

همچنین بازگشت تحریم ها، خصوصا تحریم های پتروشیمیایی و اخیرا لغو معافیت های نفتی خرید دیگر کشورها از ایران موجبات اقدامی جدی و عملی در چهارچوب قانون را برای ایران فراهم کرد.

در قسمتی از بیانیه شورای عالی امنیت ملی مبنی بر اقدامات عملی متقابلانه آمده است که: “ایران در راستای صیانت از امنیت و منافع ملی مردم ایران، و در اعمال حقوق خود مندرج در بندهای ۲۶ و ۳۶ برجام، از امروز ۱۸ اردیبهشت ۹۸ برخی اقدامات خود در توافق برجام را متوقف می کند”.

در ادامه بیانیه که برای سران کشورهای عضو برجام شامل آلمان، انگلیس، چین، روسیه و فرانسه ارسال شد بیان شده است که: “اکنون یک سال از خروج غیر قانونی ایالات متحده آمریکا از توافق برجام و نقض مصوبات شورای امنیت سازمان ملل متحد توسط آمریکا می گذرد و آن کشور با قلدری تمام و برخلاف تمامی اصول شناخته شده بین المللی تحریم‌های یکجانبه و غیر قانونی خود را مجددا اعمال کرده است. این زورگویی آشکار آمریکا متاسفانه با هیچ اقدام درخور و متناسب از سوی شورای امنیت و یا اعضای باقی مانده در برجام مواجه نشده است.” “متاسفانه این حسن نیت و خویشتن داری هوشمندانه مردم ایران بی پاسخ مانده و غیراز صدور بیانیه‌های سیاسی، هنوز هیچ ساز و کار عملیاتی برای جبران تحریم‌های آمریکا مستقر نشده است. بنابراین، جمهوری اسلامی ایران برای تامین حقوق خود و بازگردندان توازن به مطالبات طرفین در این توافق، گزینه ای غیر از “کاهش تعهدات” ندارد.

بنا به تحلیل های منتشر شده در رسانه ها این عمل در حالی متقابلانه و جدی تلقی می شود که ایالات متحده پیشتر با وضع تحریم هایی پالس بی اهمیتی آن را به جامعه جهانی داده بود. چندی پیش فروش آب سنگین ایران از سوی آمریکا تحریم شد و ۱۸ اردیبهشت عدم فروش آن به همراه مواردی دیگر از سوی دولت به عنوان اقدامی در مقابل بد عهدی های ایالات متحده عنوان شد.

با این حال این اقدام که هنوز موید خروج ایران از برجام نیست بازتابی گسترده در مجامع جهانی داشته است. در ایران نیز همین مساله، قیمت دلار را با کاهشی محسوس همراه ساخت.

 

اگر خروج از برجام امری کارشناسانه و تصمیم در برابر آن دشوار باشد، در عوض به سهولت می توان اذعان کرد که تهدید اروپا به خروج جمهوری اسلامی از برجام می تواند به عنوان اهرم فشاری در اختیار ایران باشد؛ چراکه پس از گذشت زمان ضرب العجل به اروپا، و همینطور پیش کشیدن موضوع ایجاد کانال مالی پر از اما و اگر اینستکس، و عدم اقدام عملی از سوی آنها می توان تسریع در راه اندازی این ساز و کار را خواستار شد.

همچنین با فشاری بر اتحادیه و دعوت به توجه به تعهدات برجامی شان می توان آنان را در جهت حضور شرکت های اروپایی به خصوص خودرو سازان برای همکاری و انتقال تکنولوژی در ایران ترغیب کرد.

البته نکته ی بسار مهم در این اقدام ایران به بدعهدی های آمریکا در اینجاست که به محض انتشار اخبار آن نرخ دلار با کاهش و همچنین شاخص بورس با افزایش روبرو شد.

در پایان معاملات چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۹۸ شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران بعد از افت شدید در دو روز گذشته، روند صعودی پیدا کرده و به رقم ۲۱۱ هزار و ۳۴۳ واحد رسید. همچنین شاخص کل با معیار هم وزن ۷۱ واحد رشد کرده و رقم ۴۳ هزار و ۳۳۶ واحد را تجربه کرد.

ارزش روز بازار در بورس اوراق بهادار تهران به بیش از ۸۱۱ هزار میلیارد تومان رسید.

با این اوصاف بهتر است که این واقعیت را بپذیریم که اقتصاد ایران با سیاست در هم آمیختگی نا ناگسستنی پیدا کرده است و تا وقتی که مسئولین به بلوغ کافی برای درک ظرفیت های غیر نفتی نرسند وضعیت بهتری پیش رو نخواهد بود اما حداقل بهره برداری از علم به این شرایط، اتخاذ تصمیماتی راهبردی در عرصه ی سیاسی ست که می تواند علاجی بر پیکر بی جان اقتصاد ایران تلقی شود.

تصمیماتی مانند همین اقدامات متقابل در برابر بدعهدی ها و تحریم های آمریکا که ایران را از موضع انفعال به اقتدار سوق داد و تاثیرات مثبتش را در بازار بورس منعکس نمود.

امیر مرادعلی